حسين قلى خان نظام السلطنه مافى

678

خاطرات و اسناد حسين قلى خان نظام السلطنه مافي ( فارسى )

پيوست از صبح جمعه يازدهم تا الان كه سه ساعت و نيم از دستهء روز شنبه سيزدهم گذشته است ، باران متصل مىبارد به قسمى كه ديروز نتوانستم به زاويهء مقدسه بروم و امروز هم نمىتوانم بروم دوشان‌تپه . انشاء الله تعالى فردا كه يكشنبه است خواهم رفت . فقط براى نوشتجات و كارهاى شماست و الا خودم مطلبى ندارم ، خواستم دبير حضور متحمل شود . حالت وزير اعظم طورى است كه اجزايش ، « من ذالذى لا يشفع عنده الا مادونه » هستند . بلى تا يك اندازه چون سمت معشوقيت دارد ، مرغوبتر است و انصافا بواسطهء تربيت جناب اشرف امين الدوله ، چيز نويس است و از تمام منشىها از عهدهء مطالب و اخوانيات بهتر بيرون مىآيد . با اين سرما و يخبندى ، باز صاحبان يخچال زياده از يك يخ نيانداخته‌اند ؛ بعد از اين هم ديگر يخ نمىبندد . حكومتى كه به گرد كاكل حاجى مير لشكر بگردد ، معلوم است اين قدر كه مىگردد ، در حقيقت سنگ آسياب بر مغز مردم بدبخت تهران مىگردد . اقبال سرشار خانوادهء عضد الدوله چشم‌ها و زبان‌ها و گوش‌ها را بسته است ؛ هركس ديگر حاكم تهران بود ، حالا خودش را با نفت و بوريا آتش زده و خانه و هستى او به تاراج اراذل رفته و عيالش را به اسيرى برده بودند . اقبال چيز غريبى است . سپهسالار روز هفدهم به طرف خراسان به عنوان زيارت مىرود ؛ سفرش سه چهار ماه طول دارد . خداوند به حرمت ثامن الائمه رفع شر او را از دولت و ملت بكند ؛ عجب مار خوش خط و خالى است . احمد هم در تهران كه ماند ، سرش به سنگ مىخورد . بيكارى تهران و خرج مرغ دانه‌اى سيصد و شصت دينار ، هيمهء خروارى پنج تومان كه خروارى سه تومان بود ، مردهء انسان را پيش چشمش مىآورد . كفش جفتى پنج تومان ؛ از قيامت خبرى مىشنوى . از وقتى شما رفته‌ايد ، خرج‌ها بالمضاعف شده است . جزء اعظمش ، تعرفهء گمرك است . اين مرد كه وزير اعظم شده است ، هر قدر كه با ما درست راه نرود ، بمراتب بهتر از اتابك است ؛ به جهاتى كه مىدانيد . كار هم ناچيز است . اقلا حفظ صورت ظاهر و اجر امينى انسان را به خوبى نگه مىدارد . و مسلم هم بدان كارها را منظم مىكند ؛ زيرا كه به حضرات ترك‌ها مسلط است و قادر به مخالفت او نيستند ، اعليحضرت هم به ميل طبيعى از او حرف مىشنود . خرابى ايران ، بواسطهء خرج گزاف ذات اقدس همايون بود . اين مرد طورى مسلط است كه گفت حرم را به زيارت قم نبريد ، قبول كرد . اتابك ده روز التماس كرد كه حرم را از تبريز به جلفا نبريد ، قبول نشد . گفت اردو را در تبريز نگه نداريد ، قبول نشد . حتى گفت من نوكرهايم را به تهران بفرستم ، نپذيرفت . در اين صورت ، با كمال سهولت كار اصلاح خواهد شد . روز چهارشنبه نهم ، تلگراف احضار تمام حكام را نوشته‌اند بدون استثناء ، بجز آن سه نفر كه سابق هم به شما نوشتم .